دیه با ارش چه فرقی دارد؟

چهارشنبه 27 شهريور 1398
15:40
مرجان موسوی

تفاوت ديه و ارش در اين است كه نوع و ميزان ديه در قانون مشخص است ولي ميزان خسارت ارش در قانون مشخص نيست.

ديه و ارش

معمولا جبران خسارات بدني با پرداخت ديه يا ارش است، نوع و ميزان خسارت ديه در قانون مشخص است ولي ميزان خسارت ارش در قانون مشخص نيست. به عنوان مثال در قانون جبران خسارت قطع شدن يك دست نصف يك ديه كامل اما، ديه پاره شدن يك تار عصبي دست در قانون اعلام نشده است. در خصوص جبران اين نوع خسارت قاضي دادگاه،به نظريه كارشناسي پزشكي قانوني رجوع مي‎كند. مجله پيام دلتا در اين مقاله ماهيت ديه و ارش، موارد تعيين و تفاوت اين دو اصطلاح را بررسي مي كند .

ماهيت ديه

در قانون مجازات اسلامي، ديه به عنوان مجازات مالي تعيين شده كه بر اساس آن، در صورت ايراد جراحت از جانب شخص نسبت به ديگري، خواه منجر به فوت عمد يا غير عمد و يا موجب نقص و يا جراحت در اعضاي بدن شخص شود، شخص محكوم به پرداخت آن مال معين خواهد بود و در مواردي كه جاني مشخص نيست و فرد به قتل رسيده باشد، ديه از بيت المال پرداخت مي‎شود.

ديه و ارش

ماهيت ارش

مطابق قانون هر جنايتي كه بر عضو كسي وارد شود و مقدار معيني براي آن تعيين نشده باشد، جاني بايد مبلغي تحت عنوان ارش بپردازد. همچنين در كليه مواردي كه به موجب مقررات قانوني ارش تعيين شده است، با در نظر گرفتن ديه كامل انسان و نوع و كيفيت جنايت و ميزان خسارت وارده طبق نظر كارشناس تعيين مي‎شود. بنابراين به مالي كه شخص در مقابل جنايتي كه وارد كرده، به طرف آسيب‎ ديده مي‎‌پردازد و براي آن ديه خاصي تعيين نشده ‌است ارش جنايت مي‎گويند.

تفاوت

اگرچه ديه و ارش هر دو مجازات مالي محسوب مي‌شوند؛ ولي تفاوت هايي دارند:

بنابر تعريفي كه از ديه و ارش مطرح شد مي‎توان گفت تفاوت اين دو اصطلاح در اين است كه نوع و ميزان ديه در قانون مشخص است ولي ميزان خسارت ارش در قانون مشخص نيست.

همچنين اگر بخواهيم تفاوت اين دو را از يكديگر بسنجيم در عمل، ارش بيشتر از ديه در قانون كاربرد دارد. ديه براي اعضاي خاصي از بدن مانند دست، پا، دندان، استخوان‎ها، بعضي جراحات وارده به سر و صورت و… تعيين شده است در حالي كه صدمات وارده به بدن اشخاص عمد و غير عمد آن قدر متنوع است كه ناگزير بايد «ارش» تعيين شود.

ديه هم نسبت به جراحات و نقص اعضاي بدن و هم نسبت به قتل تعيين مي‌شود؛ در حالي كه ارش فقط نسبت به جراحات است.مقدار ديه در زن و مرد متفاوت ولي در ارش بين زن و مرد يكسان است.

موارد تعيين ديه و ارش

با توجه به اينكه جبران خسارت ناشي از هرگونه وقوع جنايت و يا ايراد ضرب و جرح، در وهله اول شخص را محكوم به پرداخت ديه قانوني مي‎كند؛ ولي در برخي از موارد هم ممكن است كه ميزان جراحات وارده، متعدد باشد و علاوه بر ديه، ارش هم تعيين شود.تعدادي از مواردي را كه قانون علاوه بر ديه، ارش را هم تعيين كرده و شخص محكوم به پرداخت هر دو است، شامل موارد زير است:

  • هرگاه در اثر پاره كردن پرده گوش ،شنوايي فرد نيز از بين برود يا كاهش پيدا كند.
  • هرگاه قطع نخاع موجب عيب عضو ديگر شود.
  • هرگاه در اثر وارد كردن شي تيز ، بدن سوراخ شود و اعضاي دروني هم آسيب ببيند.
  • جنايتي كه موجب تورم در سر و صورت شود و رنگ پوست آن هم تغيير كند.

[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

آیا گواهی عدم سازش و طلاق متفاوتند؟

چهارشنبه 27 شهريور 1398
15:38
مرجان موسوی

در حكم طلاق دستور دادگاه به جدايي است اما در گواهي عدم سازش، طلاقي صورت نگرفته بلكه فقط اجازه طلاق صادر شده است و در صورتي كه در مدت مشخص شده كه سه ماه است، طلاق ثبت نشود به منزله انصراف از جدايي است.

عدم سازش

تفاوت گواهي عدم سازش و طلاق

بسيار پيش مي ‎آيد كه هريك از زن و شوهر و يا هر دوي آنها ديگر به ادامه زندگي مشترك با يكديگر تمايل ندارند و تصميم به جدايي از يكديگر و طلاق مي ‎گيرند . جدايي و طلاق علت‎هاي متفاوتي دارد. اين كه علت دعوا و اختلاف چيست، كدام يك از زن يا شوهر آن را مطرح مي‎كنند و اين كه زمينه اختلاف چيست، نوع دعوي را در دادگاه خانواده و راه هاي پيگيري آن و مراحلي كه بايد طي شود را مشخص مي كند. يكي از موارد تفاوت در رسيدگي زماني است كه دادگاه بايد اقدام به صدور گواهي عدم امكان سازش و يا حكم طلاق كند. در اين مطلب مي‎خواهيم بدانيم موارد صدور گواهي عدم امكان سازش و صدور حكم طلاق كدام است و تفاوت حكم طلاق و گواهي عدم سازش در چيست؟ با مجله پيام دلتا همراه باشيد.

طلاق توافقي

گواهي عدم امكان سازش چيست ؟

گواهي عدم امكان سازش همانطور كه از نام آن برمي‎ آيد، به معناي تاييد عدم توافق و سازش است. اين گواهي مواقعي صادر مي‎ شود كه دادگاه رسيدن به توافق و آشتي را بين زن و شوهر ناممكن مي ‎داند و به آن ها اجازه جدايي را مي‎ دهد. گواهي عدم امكان سازش در موارد زير صادر مي ‎شود:

  1. درخواست طلاق از طرف مرد باشد: علت اين موضوع آن است كه در حقوق ما مرد اختيار طلاق دادن همسرش را در هر زمان كه بخواهد دارد. البته اين درخواست از طرف مرد مستلزم رعايت تشريفاتي از جمله دريافت گواهي عدم سازش از دادگاه است.
  2. طلاق توافقي: در اين نوع طلاق هم، چون هر دو طرف رضايت به جدايي دارند، مي ‎توانند با دريافت گواهي عدم امكان سازش اقدام به ثبت طلاق خود كنند.
  3. طلاق از طرف زن باشد: وقتي كه زن وكالت در طلاق دارد، يعني زماني كه زن حق طلاق دارد.

موارد صدور حكم طلاق

جدا از مواردي كه براي صدور گواهي عدم امكان سازش اشاره شد، در مواردي دادگاه اقدام به صدور حكم طلاق مي‎ كند و آن زماني است كه زن به دادگاه درخواست طلاق مي ‎دهد بدون اينكه حق طلاق داشته باشد. يعني زن در عقد ازدواج خود حق طلاق را از مرد نگرفته است اما بنا به دلايلي مثل داشتن عسر و حرج يعني مواردي كه به موجب آن ادامه زندگي مشترك براي زن دشوار مي‎ شود، قصد دارد از مرد جدا شود.

از آنجا كه در كشور ما زن بر عكس مرد با اراده مستقيم، اختيار طلاق دادن همسرش را ندارد، براي اينكه بتواند از شوهرش جدا شود بايد در دادگاه مراحلي را طي كند. در اين مورد دادگاه گواهي عدم امكان سازش صادر نمي‎كند بلكه ابتدا موضوع و دلايل اختلاف را كه زن بابت آن ها درخواست طلاق كرده بررسي مي‎ كند و اگر زن را در گرفتن طلاق از شوهرش محق دانست اقدام به صدور حكم طلاق مي‎كند.

طلاق توافقي

تفاوت حكم طلاق و گواهي عدم امكان سازش را مي‎توان در موارد زير بررسي كرد :

1.وقتي قرار باشد دادگاه درباره موضوعي حكم صادر كند، به طور كامل آن را بررسي مي‎كند، دليل اقامه دعوي را بررسي مي‎كند، دفاعيات دو طرف را مي‎شنود و در نهايت تصميم مي‎گيرد كه به نفع چه كسي و چگونه حكم صادر كند.

در اصطلاح حقوقي به اين روند ، ورود دادگاه به ماهيت دعوا، مي‎ گويند. همانطور كه گفته شد يكي از اين موارد زماني است كه زن بدون داشتن حق طلاق به دادگاه درخواست دهد . اما دادگاه زماني گواهي عدم امكان سازش صادر مي‎كند كه لزومي براي ورود به ماهيت دعوي وجود ندارد و فقط قصد دارد تصميم به طلاق را تاييد كند.

2.طبق قانون حمايت خانواده مدت اعتبار حكم طلاق شش ماه از تاريخ ابلاغ راي فرجامي يا انقضاي مهلت فرجام‎خواهي است اما گواهي عدم سازش اگر تا سه ماه به دفترخانه ارائه نشود، ديگر اعتبار ندارد.

3.در حكم طلاق دستور دادگاه به جدايي است اما در گواهي عدم سازش، طلاقي صورت نگرفته بلكه فقط اجازه طلاق صادر شده است و در صورتي كه در مدت مشخص شده كه 3 ماه است، طلاق ثبت نشود به منزله انصراف از جدايي است.


[ بازدید : 1 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

چند توصیه مهم برای دارندگان دسته چک

چهارشنبه 27 شهريور 1398
15:36
مرجان موسوی

چك برگشتي از جرائم عليه اموال است كه مشكلاتي فراوان در جامعه به وجود آورده و خيلي‌ها به دليل ناآگاهي و استفاده ناصحيح از چك دچار مشكلات فراوان شده و حتي سر از زندان درمي‌آورند.دارندگان چك و صاحبان حساب‌جاري اگر موارد قانوني مربوط به استفاده از چك را رعايت كنند، از دسته‌چك آنان سوءاستفاده نمي‌شود و يا سوءاستفاده به حداقل ممكن مي‌رسد.

چك

همواره در خصوص چك نكاتي وجود دارد كه حتي مديران و كسبه كه به مراتب بيش از سايرين از چك استفاده مي‎كنند با ‎رعايت نكردن اين نكات ناخواسته موجبات جعل و سوء استفاده را براي سودجويان فراهم مي‎آورند.

به گزارش مجله پيام دلتا چك برگشتي از جرائم عليه اموال است كه مشكلاتي فراوان در جامعه به وجود آورده است .خيلي‌ها به دليل ناآگاهي و استفاده ناصحيح از چك دچار مشكلات فراوان شده و حتي سر از زندان درمي‌آورند و بسياري از زنداني‌ها را افرادي تشكيل مي‌دهند كه به سبب ناآگاهي از قانون چك گرفتار شده‌اند.دارندگان چك و صاحبان حساب‌جاري اگر موارد قانوني مربوط به استفاده از چك را رعايت كنند، از دسته‌چك آنان سوءاستفاده نمي‌شود و يا سوءاستفاده به حداقل ممكن مي‌رسد.

چك

چند توصيه مهم براي دارندگان دسته چك :

– هنگام نوشتن متن چك سعي كنيد شخصا” و با قلم خود متن چك را بنويسيد، حتي اگر طرف مقابل مورد اعتماد شما باشد، هرگز اجازه ندهيد ديگران متن چك را بنويسند.

– در قسمت «مبلغ چك» ميزان آن را هم به‌صورت ريال و هم تومان بنويسيد و همچنين در قسمت «در وجه» سعي كنيد كه وجه را به اسم شخص بنويسيد و تا مي‌توانيد از نوشتن كلمه «حامل» خودداري كنيد.

– در داخل شكل مستطيل كه بايد مبلغ به عدد نوشته شود سعي كنيد از سمت چپ با كمترين فاصله به حرف «ر» در كلمه «ريال» شروع به نوشتن كنيد و پس از نوشتن مبلغ در جلوي آن تا انتهاي مستطيل خط تيره كشيده شود.

– سعي كنيد چك را به‌ آرامي بنويسيد و از شتاب‌زدگي و عجله در نوشتن خودداري و تا آن‌جا كه ممكن است بدون قلم‌خوردگي چك را صادر كنيد.

– چنانچه در هنگام نوشتن دچار قلم‌خوردگي شديد حتي دريك حرف يا يك عدد ايجاد شود، پشت چك قيد شود كه قلم خوردگي از جانب شمااست و آنرا تصحيح كنيد.

– در انتخاب امضاء براي چك سعي كنيد از امضاء ساده كه به‌راحتي قابل جعل باشد خودداري و زير امضاء نام و نام خانوادگي را به همراه تاريخ با خط خود قيد كنيد.

– پس از صدور چك ته چك را نيز كامل كرده و تاريخ و مبلغ چك و اين‌كه چك را به چه كسي داده‌ايد حتماً قيد كنيد.

چك

– از نمونه امضاء خود در قسمت ته چك و برگه و جلد دسته‌چك خودداري كنيد تا چنانچه چك يا دسته‌چك مفقود شد يا مورد دستبرد قرار گرفت جعل نمونه امضاء صورت نگيرد.

– چنانچه دسته‌چك يا يك برگ چك مفقود يا مورد سرقت قرار گرفت در اسرع وقت به بانك اطلاع دهيد و طبق ماده 14 قانون چك ظرف مدت يك هفته به دادسرا مراجعه كرده و ضمن طرح شكايت دستور قضايي را به بانك تحويل دهيد.

چنانچه به دادسرا مراجعه نشود و دستور قضايي صادر نگردد بانك مسئوليتي نخواهد داشت و مي‌تواند وجه‎چك را پرداخت و يا چك را برگشت بزند.

– با توجه به مشكلات و تراكم كار در بانك و براي جلوگيري از برگشت خوردن چك سعي كنيد مبلغ چك را يك روز قبل از موعد آن در بانك تأمين كنيد و چنانچه در تأمين وجه چك در موعد مقرر دچار مشكل شديد حتماً با دارنده چك هماهنگ كرده به او اطلاع دهيد و از او مهلت درخواست كنيد تا با برگشت خوردن چك و بدحسابي مواجه نشويد.

– كسي كه چك بلامحل صادر كند طبق قانون چك ،علاوه بر اينكه دادگاه او را به پرداخت مبلغ چك و خسارت وارده محكوم مي‌كند به مجازات حبس و جزاي نقدي محكوم خواهد شد، پس باعث گرفتاري خود نشويم . در ضمن چنانچه چكي را بابت ضمانت يا تخليه ملكي به‌ طرف مقابل داديد حتماً از او رسيد دريافت كنيد.


[ بازدید : 1 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

3 نمونه از دعاوی ملکی رایج

سه شنبه 26 شهريور 1398
17:21
مرجان موسوی

پرونده‌هاي زيادي در خصوص دعاوي ملكي در مراجع قضائي جريان دارد كه از ابعاد مختلف قانوني، طرف هاي دعوي را دچار مشكلات و دردسركرده است.

املاك

املاك يكي از بخش‌هاي اساسي سرمايه گذاري مردم ايران محسوب مي‌شود. گراف نيست اگر بگوييم؛ خريد مسكن و ملك براي بخش اعظمي‌ از مردم، همچون آرزو و رويايي ارزشمند محسوب مي‌شود. و مي‌توان از آن به عنوان دغدغه هميشگي مردم ياد كرد.
خوب يا بد؛ مشكلات اقتصادي و مديريتي،بستر‎ساز حساسيت در بخش مسكن و املاك شده است. از اين رو؛ شناخت و آگاهي نسبت به نكات حقوقي و مناسبات قانوني بخش خريد و فروش و معامله املاك داراي اهميت ويژه‎اي است .
به گزارش مجله پيام دلتا پرونده‌هاي زيادي در خصوص دعاوي ملكي در مراجع قضائي جريان دارد كه از ابعاد مختلف قانوني، طرف هاي دعوي را دچار مشكلات و دردسركرده است. عموم پرونده‌هاي مربوط به دعاوي ملكي؛ به دليل سهل انگاري و سودجويي اشخاص به وجود آمده است. در اينجا به 3 نمونه از دعاوي ملكي اشاره مي‎كنيم.

املاك

دعاوي ملكي حقوقي

يكي از انواع دعاوي ملكي كه حجم زيادي از پرونده‌هاي حقوقي دادگاه‌ها را تشكيل داده است؛ دعاوي ملكي حقوقي است. اگر بخواهيم مهم‎ترين موارد دعاوي ملكي حقوقي را بيان كنيم، مي‌توانيم به اين موارد اشاره داشته باشيم:

  • در خصوص الزام تنظيم سند رسمي ‌براي املاك مربوطه
  • دعاوي مربوط به الزام به دريافت صورت مجلس تفكيكي براي ساختمان‌هايي كه داراي واحد‌هاي مستقل و چندگانه هستند.
  • دعاوي مربوط به الزام دريافت پايان‎كار براي ساختمان‌هايي كه اقدامات ساخت و ساز در مورد آنها به طور كامل پايان يافته و به وسيله كارشناس به تاييد رسيده است.
  • در خصوص ابطال قرارداد براي مواردي كه مشكلاتي در مفاد قرارداد منعقد شده موجود است.
  • دريافت و درخواست مطالبه‌‌ي اجرت المثل.
  • موضوع فسخ قراردادهايي كه از منظر قانوني داراي نقص هستند.
  • تعديل (افزايش يا كاهش) ميزان اجاره بها بر اساس عرف جامعه.
  • دعاوي مربوط به درخواست و مطالبه سرقفلي و در اختيار داشتن حق كسب و پيشه.
  • و همچنين ساير دعاوي ملكي حقوقي.

دعاوي ملكي كيفري

ماهيت دعاوي كيفري در رابطه با ارتكاب جرم توسط اشخاص است و بحث‌هايي همچون؛ عدم شناخت از قانون و مقررات، سهل انگاري و كم توجهي، اشتباهات سهوي و … در اين خصوص دخيل نيستند. كليت دعاوي كيفري ملكي به موجب سودجويي وكلاهبرداري مجرمان است.

موارد مهمي‌كه شامل دسته بندي دعاوي كيفري ملكي مي‌شوند عبارتند از:

  • جرم جعل كردن اسناد ملكي به منظور فريب و كلاه برداري ديگران
  • ارتكاب جرم كلاه‎برداري در حوزه خريد و فروش و معاملات املاك و مسكن
  • خيانت در امانت به عنوان يك دعوي كيفري در حوزه املاك
  • فروش غير قانوني اموال اشخاص به يك يا چند شاخص ديگر
  • جرم انتقال دادن منافع ملك غير به اشخاص ديگر يا خود
  • زد و بند در خصوص خريد و فروش‌ ها و معاملات دولتي و ارتكاب فساد در اين حوزه
  • جرم استفاده كردن از سند جعلي در رابطه با معاملات ملكي
  • تغيير كاربري اراضي كشاورزي بدون دريافت مجوز از دستگاه‌هاي مربوطه
  • خريد و فروش و معامله معارض
  • اقدام به خرد كردن املاك و ارتكاب جرم ورود غير مجاز به ملك سايرين

املاك

دعاوي ثبتي ملكي

ماهيت و كليت دعاوي ثبتي ملكي مربوط به فعاليت‌هاي حوزه ثبت اسناد و املاك است.

پرونده‌هاي زيادي در خصوص دعاوي ثبتي ملكي در محاكم قضايي مطرح است كه اگر بخواهيم به تعدادي از آنها اشاره داشته باشيم، موارد ذيل را مي‌توانيم عنوان كنيم :

  • ابطال سند رسمي‌به دلايل گوناگون
  • در خصوص ابطال سند مالكيت معارض
  • در خصوص ابطال ساز و كار و مراحل ثبتي كمسيون‌هاي گوناگون ثبتي
  • توقيف عمليات اجرايي در مراحل مختلف كار و بسياري موارد ديگر

به طور كلي اين مشكلات هنگامي‌ مطرح مي‎شود كه پس از خريد و يا انتقال سند، يا در زمان خريد و بررسي سند، ايرادي در مفاد سند و يا روند كار به وجود مي‌آيد.


برچسب ها: مجله دلتا ,
[ بازدید : 1 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

آیا می‌توان هدایای دوران نامزدی را پس گرفت؟

سه شنبه 26 شهريور 1398
17:18
مرجان موسوی

در صورتي كه نامزدي به‌هم‌ بخورد و قرار نباشد ازدواج صورت گيرد، هدايايى كه هر يك از طرفين به طرف ديگر داده است يا بين خانواده‌هاي آنها ردوبدل شده است، قابل مطالبه و پس گرفتن خواهد بود.

نامزدي

در دوره نامزدي اصولا خانواده‌هاي دختر و پسر، رفت و آمد و ملاقات‌هاي محدودي دارند كه شرايط شناخت هر چه بيشتر دختر و پسر در اين ملاقات‌ها فراهم خواهد شد. به همين دليل طبيعي است كه در هر ارتباط، هدايايي از قبيل گل، شيريني و لباس و در مواردي هدايايي گران‌قيمت مانند اتومبيل و جواهرات ميان دو طرف مبادله ‌شود.

اما آنچه مسلم و قانون نيز آن را تاييد كرده ، اين است كه وعده ازدواج، ايجاد علقه زوجيت نمي‌كند و اگر هر يك از نامزد‌ها در دوران نامزدي از وصلت سرباز بزند، مشكلي به وجود نيامده و هيچ كس نمي‌تواند او را به انجام ازدواج مجبور كند.در مجله پيام دلتا به اين امر مي‎پردازيم.

نامزدي

در چه شرايطى،شخص مي‌تواند هداياي نامزدي را مطالبه كند؟

در صورتي كه نامزدي به‌هم‌ بخورد و قرار نباشد ازدواج صورت گيرد، هدايايى كه هر يك از دو طرف به ديگري داده است يا بين خانواده‌هاي آن ها ردوبدل شده است، قابل مطالبه و پس گرفتن خواهد بود.البته شرايطي بايد باشد كه در ذيل به آنها اشاره كرده‎ايم.

  1. اين هدايا به منظور و براي ازدواج دختر و پسر و نه به انگيزه ديگرى تقديم شده باشد.
  2. چنانچه هدايا موجود باشد همان هدايا قابل مطالبه و استرداد است اما چنانچه عين هديه موجود نيست صرفاً قيمت هدايايى قابل مطالبه است كه از روي عادت نگاه داشته مى‌شود. مثلاً هداياي مصرف شدنى كه با مصرف عين آن از بين مى‌رود شامل اين شرايط نمي‌شوند.مانند لباس يا عطرهايي كه نامزدها به يكديگر هديه مي‌دهند.
  3. قيمت هداياى نگاه داشتنى كه تلف شده‌اند در صورتى قابل مطالبه است كه با تقصير هديه‌ گيرنده از بين رفته باشند.
  4. به‌ هم خوردن نامزدي به علت فوت يكى از دو طرف نباشد.در صورتي كه لغو نامزدي ناشي از فوت يكي از نامزد‌ها باشد،اگر هدايا موجود باشد، باز هم مي‌توان هدايا را مسترد كرد. اما چنانچه مال موجود نباشد (چه به صورت عمدي يا غير عمد) درخواست استرداد قيمت هدايا توجيه قانوني نداشته و به آن عمل نخواهد شد.

وضعيت استرداد هزينه‌هاي ديگر

نامزد‌ها پس از مشخص شدن قرار ازدواج در تدارك زندگي آينده خود، هزينه‌ها و مخارجي را متحمل مي‌شوند؛ از قبيل هزينه تالار، لباس و جشن ازدواج كه اصولا لازمه برگزاري مراسم جشن آغاز زندگي مشترك است. حال پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود، اين است كه اگر يكي از دو طرف از ازدواج خوددارى كند، پرداخت اين مخارج، قابل استرداد از طرف كسي كه از ازدواج منصرف شده است يا نه؟

با يادآوري اين مطلب كه هيچ كس را نمي‌توان به اجبار به همسري ديگري درآورد، استفاده از اين حق قانوني نمي‌تواند موجب ورود ضرر و زيان به طرف ديگر شود و اگر موجبات زيان ديگري فراهم آمد، بدون داشتن اجبار براي ازدواج، طرفي كه از ازدواج منصرف شده مكلف به جبران خسارت وارده خواهد بود.

نامزدي


شرايط پس گرفتن هداياي دوران عقد

طبق قانون اگر پس از عقد نكاح هدايايي از طرف زن و مرد و يا بستگان آن‌ها به طرف ديگر تقديم شود،فقط با شروط زير آن هدايا قابل مطالبه و پس گرفتن خواهد بود :

1. هديه باقي بوده و از بين نرفته باشد:به عنوان مثال اگر هديه يك دستگاه خودرو بوده كه از طرف مرد به زن هديه شده است و اين وسيله در اثر تصادف و يا آتش سوزي و امثال آن از بين رفته باشد قابل پس گرفتن و مطالبه نخواهد بود . در اين فرض بر خلاف هداياي قبل از عقد كه گفته شد، حتي قيمت آن نيز با وجود اينكه از نوع هداياي قابل نگه داشتن است قابل مطالبه نيست چه هديه گيرنده مقصر بوده باشد يا مقصر نباشد.

2. پول يا كالاي مابه ازا پرداخت نشده باشد:در صورتي كه در مقابل دادن هديه پول يا كالايي دريافت نشده باشد و اگر قرار هم بر دادن پول يا كالايي ديگر بوده باشد، آن پول يا كالا پرداخت نشده باشد.

3. هديه هنوز مال هديه گيرنده باشد.


برچسب ها: مجله دلتا ,
[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

آیا با فوت زن مهریه ساقط مى‌شود؟

سه شنبه 26 شهريور 1398
17:15
مرجان موسوی

در صورت فوت زن ، ورثه او حق اين را دارند كه از مرد تقاضاي مهريه كنند. بنابراين با قتل و فوت زنمهريه از بين نمي‌رود و وراث مي‌توانند به مطالبه و وصول آن اقدام كنند.

مهريه زن

آيا با فوت زن مهريه ساقط مى‌شود؟

مهريه از جمله حقوق قانوني زن است كه مرد همواره در مقابل آن تكليف به پرداخت برايش وجود دارد. مطابق قانون هر چيزي كه مالكيت داشته باشد و قابل تملك نيز باشد مي‌توان به عنوان مَهريه قرار داد. از طرفي ديگر همين كه عقد ازدواج صورت گرفت زن مالك مهريه مي‌شود و اين اجازه را خواهد داشت تا مهريه خود را از همسرش مطالبه و يا در آن به هر گونه كه بخواهد تصرف كند. به گزارش مجله پيام دلتا ، هر يك از زن و شوهر پس از فوت ديگري از همديگر ارث مي‌برند و مهريه زن پس از فوت قابل بررسي است. ارث بردن از يكديگر (توارث) بين زن و شوهر هنگامي برقرار مي‌شود كه رابطه زناشويي آنها دائمي باشد و در ازدواج موقت رابطه توارث برقرار نمي‌شود.

مهريه زن

با فوت زن “مهريه” ساقط مي‌شود؟

يك حقوقدان، در پاسخ به سوال مبني بر اينكه “مهريه” در صورت مرگ زن چه وضعيتي پيدا خواهد كرد؟ گفت: مهريه دين و بدهي شوهر است و تا زماني كه پرداخت نشده باشد وظيفه دارد كه پرداخت كند و در صورت فوت زن، ورثه او حق اين را دارند كه از مرد تقاضاي مهريه كنند و به عبارتي وراث، از مرد طلبكار خواهند شد. بنابراين با قتل و فوت زن مهريه از بين نمي‌رود و وراث مي‌توانند به مطالبه و وصول آن اقدام كنند.

مهريه زن پس از فوت به ورثه‌اش مي‌رسد

حق مطالبه مهريه همواره براي صاحب حق آن وجود خواهد داشت، ولو آنكه زن در قيد حيات نباشد. از همين روي وراث زوجه مي‌توانند بعد از فوت زوجه به نمايندگي از او مهريه زوجه متوفي را از مرد درخواست كنند.‏

به عبارتي ديگر با فوت زن حق مطالبه مهريه مانند هر حق مالي ديگر به وراث وي منتقل خواهد شد. از همين روي وراث زن مي‌توانند بعد از فوت او به قائم مقامي از وي مهريه زوجه متوفي را از مرد مطالبه كنند.‏

اين در حالي است كه زوج نمي‌تواند از پرداخت مهريه زوجه فوت شده خود به ورثه وي به هر بهانه‌اي خودداري كند. مگر آنكه مهريه به يك علت قانوني مانند بخشش آن توسط زن يا دريافت آن پيش از فوت، وجود نداشته باشد. بنابراين بايد گفت كه دين ناشي از مهريه از جمله ديون ممتاز است و حتي در صورت وجود بدهي‌هاي متعدد مرد يا حتي فوت وي، باز هم تاديه مهريه زن بر ساير بدهي‌ها مقدم است و در الويت قرار دارد.

پس همانطور كه گفته شد حقوق اشخاص همواره مورد توجه و حمايت قانونگذار بوده است ولو آنكه آنها در قيد حيات نباشند، از همين روي وراث زن متوفي با تنظيم دادخواست مبني بر مطالبه مهريه او به نسبت سهم‌الارث خود اقدام مي‌كنند.

شايان ذكر است كه ورثه زن بايد مداركي همچون عقدنامه او را نيز به پيوست دادخواست خود، تقديم دادگاه كنند.

مهريه زن

اثبات بري‌الذمه شدن از پرداخت مهريه

اگر زني مهريه‌اش را ببخشد اما مقدار مهريه در عقد نامه نوشته شده و آن را از دفتر اسناد رسمي حذف نكرده باشد و بعد زن مهريه را مطالبه كند بار اثبات اين ادعا بر عهده شوهر است كه مي‎تواند با استفاده از دلايل و راه‌هاي قانوني همچون معرفي شهود اين ادعا را اثبات كند. حال اگر زني بخواهد مهريه‌اش را قبل از عقد ببخشد نمي‎تواند زيرا، تا زماني كه حق بوجود نيامده مورد بخشش قرار نمي‎گيرد


[ بازدید : 1 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

با چند اصطلاح ثبتی درباره املاک آشنا شوید

دوشنبه 25 شهريور 1398
16:21
مرجان موسوی

ثبت اسناد و املاك براي حفظ حقوق و مالكيت افراد بسيار حائز اهميت است .

ثبتي

در اين مطلب قصد داريم شما را با چند اصطلاح ثبتي درباره املاك آشنا كنيم.

ثبت املاك و اسناد مانند هر قانون ديگر از قبيل قانون مدني و كيفري و غيره براي خود داراي اهدافي است.

يكي از هدف هاي عمده و اساسي آن حفظ مالكيت مالكان و صاحبان حق نسبت به آنهااست، تا ازتجاوز و تعدي ديگران درامان بماند و مالكيت افراد از امنيت كامل بهره مند شود . براي اينكه با مفهوم اصطلاحات ثبتي آشنا شويد با مجله پيام دلتا همراه باشيد.

املاك مجهول المالك – درقانون ثبت به املاكي گفته مي‎شود كه در دفتر توزيع اظهار نامه به نام اشخاص معرفي شده اما تاكنون از طرف مالك براي ثبت آن درخواست نشده است . متصرفان اينگونه املاك مي‎توانند باتوجه به دفاتر توزيع اظهار نامه كه در ادارات ثبت موجود است همچنين مدارك عادي خريداري (قولنامه) نسبت به درخواست ثبت آن ها اقدام كنند.

آگهي نوبتي – پس از قبول ثبت املاك مجهول المالك به منظور جلوگيري از ضايع نشدن حقوق افراد شماره ومشخصات املاك، چهار نوبت در سال ( اول مردادماه – اول آبان ماه –اول بهمن ماه و اول ارديبهشت ماه سال بعد ) براي اطلاع عموم آگهي مي‎شود اشخاصي كه براي خود حقي قائلند بايد تا ۹۰ روز پس از انتشار آگهي نوبتي اعتراض خود را به اداره ثبت محل تسليم و تا يك ماه پس از تسليم اعتراض نيز در دادگاه صالحه اقامه دعوي كنند.

ثبتي

آگهي تحديد (تثبيت) حدود – املاك پس ازآگهي نوبتي به منظور تثبيت حدود آگهي مي‎شوند. چنانچه مالكان مجاور و يا صاحبان حقوق ارتفاقي( حقوقي كه املاك ديگر به ملك مورد ثبتي مانند حق عبور, آبچك وبازكردن درو پنجره ) داشته باشند مي‎توانند از تاريخ تنظيم صورتجلسه تحديد حدود به مدت سي روز اعتراص خود را به اداره ثبت محل تسليم و پس از آن نيز ظرف مدت يك ماه در دادگاه صالحه اقامه دعوي كنند.

املاك جاري – به املاكي گفته مي‎شود كه سابقه ثبتي در دفتر املاك نداشته باشند. بديهي است صدور سند مالكيت نسبت به املاك جاري وقتي امكان پذير است كه تحديد حدود آنها انجام شده و زمان واخواهي نسبت به اصل و تحديد بلامعارض سپري شده باشد.

املاك ثبت شده – به املاكي گفته مي‎شود كه داراي سابقه ثبت در دفتر املاك هستند.

سند مالكيت المثني – وقتي كه سند مالكيت از بين برود مثلا دچار حريق شود و اثري از آن باقي نماند يا گم شود مالك مي‎تواند از اداره ثبت محل وقوع ملك صدور سند مالكيت المثني را درخواست كند.

تبديل اسناد مالكيت مشاعي به يك جلد – چنانچه فردي نسبت به ميزان معيني از ملكي، داراي اسناد مالكيت مشاعي متعدد باشد يا به عبارت ديگر سهام مشاعي ملكي از طرف مالكان متعدد به يك نفرانتقال يابد خريدار مي‎تواند با مراجعه به اداره ثبت محل وقوع ملك و ارايه اسناد مالكيت مشاعي ،صدور سند مالكيت واحد به نام خود را درخواست كند.

تجميع حدود املاكي كه داراي سند مالكيت هستند- درمواردي كه دويا چند ملك به صورت واحد درآمده ياقطعاتي كه وصل به هم باشند مالك يا مالكان باتسليم اسناد مالكيت خويش مي‎توانند از اداره ثبت محل وقوع ملك تجميع املاك خود را در خواست كنند. اين موضوع به خصوص در يكپارچه سازي قطعات كوچك زمين در بافت فرسوده شهري كاربرد دارد.

افراز- چنانچه دو ياچند نفر نسبت به ملكي به طور مشاع مالكيت دارند هريك ازآن ها مي‎توانند نسبت به جداسازي سهم خود از ساير مالكان ديگر اقدام كند.

تفكيك املاك – در صورتي كه ملكي به قطعاتي كوچكتر تقسيم شود(خصوصاً در اراضي بزرگ كشاورزي) به اين عمل تفكيك گفته مي‎شود.

دراين حالت، ملك ممكن است يك و يا چند نفر مالك داشته باشد كه در صورت تعدد مالكان همه آن ها مي‎بايست با تفكيك موافقت كنند. بديهي است متراژ هر مالك درهر يك از قطعات تفكيكي با سهام وي در ملك اوليه برابر است .


[ بازدید : 1 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

نفقه فرزندان و اصولی که برای پرداخت آن باید بدانیم

دوشنبه 25 شهريور 1398
16:20
مرجان موسوی

طبق قانون نفقه‌ فرزند بر عهده‌ پدر اوست. در صورت فوت پدر يا عدم توانايي مالي او نسبت به پرداخت نفقه، برعهده‌ پدربزرگ پدري خواهد بود. در صورت نبود يا عدم قدرت اجداد پدري، پرداخت نفقه بر عهده‌ مادر است.

نفقه

زن و شوهري كه صاحب فرزند مي‌شوند در مقابل او وظايف و تكاليفي را عهده‌دار مي‌شوند. يكي از اين تكاليف تامين مادي فرزندشان است كه در قانون تحت عنوان نفقه‌ فرزند بحث شده است. در تعيين ميزان نفقه­ فرزندان معيار، عرف مخارج زندگي و توانايي مالي مسئول پرداخت نفقه لحاظ مي‌شود. به گزارش مجله پيام دلتا دادگاه‌ هاي خانواده معمولا با در نظر گرفتن توانايي مالي انفاق‌ دهنده و مخارج متعارف فرزند مانند هزينه‌‎ هاي مربوط به تامين مسكن و پوشاك و غذا را متناسب با محيطي كه در حال پرورش است (مانند شهر، روستا و…) مورد سنجش قرار مي‌دهند به همين سبب نفقه‌ افراد به يك اندازه ثابت نيست. ديگر هزينه‌هاي عرفي مانند تحصيل و درمان و … را مي‌توان بر اساس مسئوليت نگهداري و تربيت كه برعهده‌ي والدين است، متوجه خود والدين دانست.

نفقه فرزند

نفقه‌ فرزندان بر عهده‌ كيست؟

طبق قانون نفقه‌ فرزند بر عهده‌ پدر او است. در صورت فوت پدر يا ناتواني مالي او نسبت به پرداخت نفقه، برعهده‌ پدربزرگ پدري خواهد بود. در صورت نبود يا ناتواني اجداد پدري، پرداخت نفقه بر عهده‌ مادر است. اگر مادر نيز در قيد حيات نباشد يا توان مالي نداشته باشد بر عهده پدربزرگ‌ ها و مادر بزرگ‌ هاي مادري و مادر بزرگ ‎هاي پدري است.

آيا جهيزيه دختر به عنوان نفقه است يا خير؟

بر اساس قانون، در هر ازدواج فراهم كردن شرايط براي شروع زندگي مانند خانه و لوازم لازم، برعهده­ مرد است. البته در عرف براي تقسيم فشارهاي مالي تهيه­ وسايل خانه تحت عنوان جهيزيه بر عهده خانواده­ دختر است كه شرعا و قانونا تهيه­ اين وسايل براي شروع زندگي بر عهده مرد است و مرد مسئول كلي خانواده محسوب مي ‎شود و هرچند كه كمك خانواده­ دختر كاري شايسته است، بنابراين به نظر مي­‎ رسد جهيزيه­ دختر به عنوان نفقه براي خانواده­ او محسوب نمي­‌شود.

نحوه مطالبه نفقه و ضمانت اجراي عدم پرداخت

بايد بدانيم نحوه مطالبه نفقه فرزند به اين صورت است كه اگر فرزند دختر كمتر از ۹ سال و پسر كمتر از ۱۵ سال باشد با استناد به قانون حمايت خانواده كسي كه طفل را نگهداري مي‌كند مثل مادر مي‌تواند براي نفقه او عليه پدر يا پدربزرگ‎ پدري به دادگاه رجوع كند.

از فاصله سنيني كه ذكر شد تا ۱۸ سال تمام نيز در صورتي كه حكم رشد از دادگاه گرفته شده باشد فرزند مي‌تواند بر عليه پدر يا هر شخص ديگري كه پرداخت نفقه برعهده او است اقامه دعوي كند، اما اگر حكم رشد فرزند را از دادگاه نگرفته باشد نمي‌تواند به تنهايي و مستقيم در دادگاه مطالبه نفقه بكند.

اگر پدر و مادر از دادگاه درخواست طلاق كنند طبق ماده ۲۹ قانون حمايت خانواده، دادگاه مكلف است ضمن راي طلاق، تكليف حضانت و هزينه ‎هاي حضانت فرزندان را كه منظور نفقه فرزند مشترك است تعيين كند. اگر طلاق توافقي باشد والدين در مورد تمام موارد از جمله حضانت و مخارج فرزند يعني همان نفقه توافق مي‌كنند. اگر در زمان طلاق، توافقي صورت نگيرد يا والدين دچار اختلاف شوند، معمولا موضوع به كارشناس ارجاع داده مي شود تا براي ميزان آن تعيين تكليف شود.

در مورد احكامي كه دادگاه در خصوص نفقه فرزند صادر مي‌كند با تغيير اوضاع و احوال از جمله تغييرات اقتصادي، مي‌توان از دادگاه تقاضاي تغيير و گاهي كم كردن ميزان نفقه را درخواست كرد. به اين معنا كه دادگاه مجددا بررسي كند و در صورت تغييرات، اقدام به صدور حكم جديد كند.

نفقه فرزندان

مجازات نپرداختن نفقه

نپرداختن نفقه فرزند در صورت تمكن مالي جرم محسوب مي‌شود. طبق قانون حمايت خانواده مجازات نپرداختن نفقه ۶ ماه تا ۲ سال حبس است. شروع به رسيدگي در دادگاه مستلزم طرح شكايت از طرف شاكي است. طفل چون به طور مستقل امكان طرح شكايت ندارد، مادر يا اشخاص ديگر اعلام كننده جرم به دادگاه هستند. حتي نپرداختن نفقه فرزندان و يا كودكان تحت سرپرستي هم مشمول اين مجازات است.


برچسب ها: مجله دلتا ,
[ بازدید : 0 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

شرکت در نزاع دسته جمعی و عواقب آن

يکشنبه 24 شهريور 1398
16:27
مرجان موسوی

منازعه به اين معنا است كه همه شركت‌كنندگان مرتكب زد و خورد شوند؛ حال اگر گروهي صرفاً مضروب واقع شده و عكس‌العملي از خود نشان ندهند، مشمول شركت در نزاع دسته‌جمعي نخواهند بود. مجازات هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع، با توجه به نتايج درگيري متفاوت خواهد بود.

جرم

منازعه يكي از جرائم عليه اشخاص محسوب مي‌شود كه غير قابل گذشت است. تحقق اين جرم، منوط به شركت دست‎كم سه نفر و ايجاد يكي از نتايج مصرح در ماده ۶۱۵ بخش تعزيرات قانون مجازات اسلامي است. گاهي اوقات وقوع جنايت در شرايط خاص، علاوه بر مجازات معين، موجب كيفر تعزيري نيز مي‌شود.در ادامه با مجله پيام دلتا همراه باشيد تا به اين موضوع بيشتر پرداخته شود.

منازعه با يكديگر، شرايط و موقعيت خاصي است كه وقوع جنايت در آن وضعيت، موجب تعزير خواهد بود.منازعه به اين معنا است كه همه شركت‌كنندگان مرتكب زد و خورد شوند؛ حال اگر گروهي صرفاً مضروب واقع شده و واكنشي از خود نشان ندهند، مشمول شركت در نزاع دسته‌جمعي نخواهند بود.مجازات هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع، حسب نتايج حاصله متفاوت خواهد بود و در هر حال فارغ از اينكه عامل جنايت مشخص باشد يا خير، همه شركت‌كنندگان در نزاع قابل مجازات هستند و در صورت معلوم بودن عامل جنايت خاص، مجازات قصاص يا ديه نيز در خصوص وي اجرا خواهد شد. جبران ضرر و زيان ناشي از منازعه، بر عهده همه منازعه‌كنندگان اعم از ضارب و مصدوم است.

جرم

تعريف منازعه در قانون

بر اساس ماده ۶۱۵ قانون مجازات اسلامي، «هرگاه عده‌اي با يكديگر منازعه كنند، هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع، حسب مورد به مجازات مقرر در قانون محكوم مي‌شوند»

منازعه شركت كنندگان در نزاع دسته‌جمعي به اين معنااست كه رفتار و عمل هر يك از شركا در وقوع جرم ‌تأثير داشته و جزيي از جرم انجام‌ شده باشد.

چند نكته در خصوص منازعه

  1. منازعه، درگيري جسمي است و نزاع لفظي را شامل نمي‌شود همچنين براي تحقق اين جرم حضور بيش از ۳ نفر ضروري است.
  2. يكي ديگر از شروط تحقق نزاع دسته‌جمعي، نامعلوم بودن نحوه و كيفيت رفتار مجرمانه افراد حاضر در درگيري است؛ زيرا در صورتي كه بتوان مرتكب اصلي را شناخت با او مطابق قانون مربوط به ضرب و جرح عمدي رفتار خواهد شد.
  3. در منازعه بين شركت‎كنندگان شناسايي رابطه عليت بين صدمه و منازعه، ضرورت دارد؛ به‌طوري كه اگر منازعه نبود، صدمه‌اي هم وارد نمي‌شد. بنابراين شامل صدماتي كه در حين فرار و به‌ دليل تصادف كردن يا افتادن بر زمين براي شخص اتفاق مي‎افتد، نمي‌شود.
  4. جرم منازعه، به محض دخالت در واقعه درگيري و منازعه محقق مي‌شود؛ هر چند مرتكب به شخص صدمه وارد نكرده باشد. بنابراين صرف شركت كنندگان در نزاع و تحقق نتايجي مثل قتل، نقص عضو يا ضرب و جرح، موجب محكوميت هر يك از مرتكبان طبق قانون مجازات مي‎شوند و ضرورتي ندارد كه شركت كنندگان در نزاع، خود نيز ضرب و جرحي وارد كرده باشند.
  5. شخصيت و ارتباط كسي كه جرمي به ضرر او واقع شده است (مجني‌عليه) در نزاع دسته‌جمعي مهم نيست يعني تفاوتي ندارد كه مجني‌عليه از جمله طرف‌هاي درگير بوده يا ميانجي يا شخص ثالثي باشد. بنابراين لازم نيست مجني‌عليه حتماً خود از شركت‌كنندگان در منازعه باشد.

جرم

مجازات منازعه

طبق قانون هر يك از شركت‌كنندگان در نزاع حسب مورد به مجازات زير محكوم مي‌شوند:

  1. در صورتي كه نزاع منتهي به قتل شود به حبس از يك تا سه سال.
  2. در صورتي كه منتهي به نقص عضو شود، به حبس از يك تا سه سال.
  3. در صورتي كه منتهي به ضرب و جرح شود، به حبس از سه ماه تا يك سال.
  • نكته ۱: در صورتي كه اقدام شخص، دفاع مشروع تشخيص داده شود، مشمول اين موارد نخواهد بود.
  • نكته ۲: مجازات‌هاي مذكور مانع اجراي مقررات قصاص يا ديه حسب مورد نخواهد شد.

به عبارت ديگر اگر يكي از منازعان مرتكب قتل فرد ديگري شده باشد، حسب مورد مجازات قتل عمدي يا قتل غيرعمدي را نيز بايد تحمل كند.

ضرب و جرح در مقام دفاع مشروع جرم نيست

يك حقوقدان در پاسخ به اين سوال كه آيا زد و خورد در دعوا، شامل ضرب و جرح عمدي است يا دفاع مشروع، مي‌گويد: طبيعتا اگر ضرب و جرح صورت‌گرفته در مقام دفاع مشروع انجام شده باشد جرم نخواهد بود اما در صورتي كه از شمول دفاع مشروع خارج باشد حسب مورد مشمول قانون خواهد شد و براي آن مجازات تعيين مي‎شود. اين حقوقدان همچنين در خصوص جرم بودن يا نبودن شركت در منازعه خاطرنشان كرد: نفس شركت در منازعه جرم است.


برچسب ها: مجله دلتا ,
[ بازدید : 2 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]

وکالت اتفاقی چیست؟

يکشنبه 24 شهريور 1398
16:25
مرجان موسوی

مسلماً براي همه‌ي افراد توانايي مالي براي گرفتن وكيل دادگستري وجود ندارد و اشخاصي كه توانايي مالي ندارند، طبق قانون مي‌توانند از وكيل معاضدتي استفاده كنند. وكيل معاضدتي وكيلي است كه در شرايط ناتواني مالي موكل، توسط كانون وكلا براي افراد تعيين مي‌شود.

وكالت اتفاقي

وكالت اتفاقي چيست و در چه شرايطي مي توان از وكيل اتفاقي استفاده كرد؟

وكالت مرسوم در دادگاه‌ها وكالت دادگستري نام دارد. اما گونه ديگري از وكالت نيز وجود دارد كه به آن وكالت اتفاقي گفته مي‌شود. اين نوع از وكالت به منظور جلوگيري از پايمال شدن حقوق افراد به وجود آمده است.

به گزارش مجله پيام دلتا، به طور كلي طرح شكايت در دادگاه‌ها يا دفاع در برابر دعاوي مطرح‌ شده، نيازمند آشنايي با قوانين و مقرراتي است كه نكات و جزئيات بسياري دارد و هرگونه ناآگاهي يا كوتاهي ممكن است آثار جبران‌ناپذيري دربر داشته باشد. بنابراين افرادي كه تمايل دارند شخص ديگري پرونده‌ي آنها را پيگيري كند يا مي‌خواهند به‌ طريق بهتري حق موردنظر خود را مطالبه كنند، به وكلاي دادگستري مراجعه مي‌كنند. اما در شرايط ديگري شما مي‌توانيد شخص ديگري را كه وكيل دادگستري نباشد، به‌عنوان وكيل خود انتخاب كنيد كه به اين شخص وكيل اتفاقي مي‌گويند.

وكالت اتفاقي چيست؟

وكلاي دادگستري مي‌توانند به‌ نمايندگي از شخصي كه به آنها وكالت داده است، در دادگاه حضور پيدا كرده و كليه‌ي امور مربوط به پرونده‌ي موكل خود را در مراجع قضايي و غيرقضايي پيگيري كنند، اما اين نوع از نمايندگي فقط مختص وكلاي دادگستري است كه داراي پروانه وكالت هستند، زيرا قوانين ، نكات و ظرافت‌هاي خاصي دارد كه فقط افراد متخصص در اين زمينه مي‌توانند وكالت فردي را برعهده بگيرند. پس شخصي كه صرفا از ديگري در برخي از امور مثل خريد و فروش ملك و… وكالت رسمي دارد، نمي‌تواند درباره‌ي موضوع، به نمايندگي از او در دادگاه حاضر شود. با‌ اين‌حال قانون موردي را پيش‌بيني كرده است كه افراد داراي اطلاعات حقوقي اما بدون پروانه وكالت بتوانند با اجازه‌ي كانون وكلا براي بستگان خود وكالت و از حقوق آنها دفاع كنند. اين نوع از وكالت، وكالت اتفاقي نام دارد.

شرايط وكيل اتفاقي

مسلماً براي همه‌ي افراد توانايي مالي براي گرفتن وكيل دادگستري وجود ندارد و اشخاصي كه توانايي مالي ندارند، طبق قانون مي‌توانند از وكيل معاضدتي استفاده كنند. وكيل معاضدتي وكيلي است كه در شرايط ناتواني مالي موكل، توسط كانون وكلا براي افراد تعيين مي‌شود. با وجود اين، ممكن است افراد تمايل داشته باشند تا از ميان اقوام خود كساني كه مورداعتماد آنها هستند و اطلاعات حقوقي لازم را نيز دارند، به‌عنوان وكيل در دادگاه حاضر شوند.

وكالت اتفاقي

به اين ترتيب اولاً شخص متقاضي وكالت اتفاقي بايد داراي اطلاعات حقوقي كافي باشد،شرط دوم اين است كه وكيل دادگستري نباشد و پروانه‌ي وكالت نداشته باشد،ضمن اينكه متقاضي وكالت اتفاقي مي‌تواند فقط براي بستگان خود وكالت اتفاقي انجام دهد،و شرط آخر اين است كه خواهان وكالت اتفاقي فقط سه بار در سال مي‌تواند اين كار را انجام دهد. اما در كنار اين شرايط تشريفات اداري نيز براي حضور در دادگاه به‌عنوان وكيل اتفاقي موردنياز است.

چگونه مي توان متقاضي وكالت اتفاقي شويم؟

افرادي كه خواهان انجام چنين وكالتي هستند، بايد پس از مراجعه به كانون وكلاي دادگستري، درخواست خود را به همراه مدارك قانوني ديگر به كانون ارائه دهند.

شخص متقاضي بايد درخواست دريافت جواز وكالت اتفاقي را بدهد و ضمن معرفي كامل خود و اعلام ميزان تحصيلات و تجربيات و دلايل احتمالي مؤثر در قضيه، مشخصات كامل و نشاني موكل يا موكلين موردنظر و درجه‌ي قرابت آنان و نيز مشخصات موضوعي را كه متقاضي قرار است آن را طرح كند و يا عهده‌دار دفاع از آن شود اعلام و مدارك مورد استناد را پيوست و پس از امضا درخواست خود، آن را در دفتر كانون وكلا ثبت كند.

نكته‌ي مهم در مورد وكالت اتفاقي اين است كه شخص متقاضي وكالتِ اتفاقي بايد براي هر مورد وكالت خود، درخواست جداگانه‌اي همراه با ضمايم كامل تهيه و تسليم كانون وكلا كند. اين قاعده در مورد پرونده‌هايي كه از دو يا چند دعواي مرتبط به هم تشكيل شده باشد نيز صدق مي‌كند؛ مگر اينكه به تشخيص كانون وكلاي دادگستري تكرار اصل تقاضا يا مدارك و مستندات و اطلاعات ضروري ‌نباشد.


[ بازدید : 2 ] [ امتیاز : 0 ] [ نظر شما :
]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حقوقی و حقوق است. || طراح قالب avazak.ir
ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک دانلود تک آهنگ بازار جهانی دانلود سوالات استخدامی اموزش و پرورش خرید ملک در ترکیه خرید آنتی ویروس
بستن تبلیغات [X]